کنترل دیگران چه تاثیری به روابطمان میگدارد؟بخش دوم

کنترل دیگران چه تاثیری به روابطمان میگدارد؟بخش دوم

تاثیر بر کنتل2

کنترل دیگران چه تاثیری به روابطمان میگدارد؟بخش دوم

پذیرش شرایط جدید
خیلی طبیعی است که وقتی وارد رابطه می شویم بسیاری از چیزها تغییر کند حال آن که علاوه بر خودمان باید به طرف مقابل و نیازهای او هم توجه داشته باشیم. اگر قرار باشد بعد از شروع یک رابطه اصلا از نیاز به آزادی ما چیزی کم نشود، تلاش بیشتری نکنیم یا زحمت بیشتری نکشیم و پاسخگو نباشیم پس واقعا به چه دلیلی وارد رابطه می شویم؟ بسیاری از زوج ها در پاسخ به این که چرا قصد ازدواج دارند می گویند هدف شان رفع نیازهای جنسی است یعنی بیشتر به طور غریزی ازدواج می کنند؛ نه به صورت آگاهانه و آموزش دیده.

برای موفقیت در ازدواج حتما باید بدانیم که قرار است وارد چه فضایی بشویم تا خودمان را آماده کنیم. ما اگر قواعد بازی را بلد نباشیم قطعا نمی توانیم بازیکن موفقی شویم. در زندگی زناشویی هم اگر ندانیم کجا باید کوتاه بیاییم و به خواسته های طرف مقابل بیشتر توجه کنیم یا چگونه به یک «سازگاری بالنده» برسیم مشکلات بسیاری در انتظارمان خواهدبود. ما اغلب به طور غریزی وارد رابطه می شویم، ابزار خشم و ناراحتی می کنیم و از یکدیگر انتظارات بی جا داریم، ناراحت می شویم و فاصله می گیریم.

ولی غریزه نمی تواند زندگی مشترک را پیش ببرد. وقتی ما آموزش ندیده باشیم چنین مشکلاتی پیش می آید. وقتی وارد خانه جدیدی می شویم که فضای کمتری نسبت به خانه قبلی دارد احساس کمبود فضا و ناراحتی می کنیم و همین احساس ما را از آن فضا دور و دلزده می کند. تنها در صورتی می توانیم به منزل جدید خو بگیریم که بخواهیم آگاهانه شرایط جدید را بپذیریم؛ ولی ما این آموزش ها را ندیده ایم و همیشه احساس ناراحتی می کنیم.

فرسایندگی کمتر؛ بالندگی بیشتر
برخی پژوهش ها نشان می دهد که شور و اشتیاق غریزی زن ممکن است زندگی زناشویی خیلی زود دچار فرسودگی و نارضایتی شود اما برای جلوگیری از چنین آفت هایی چگونه می توانیم فرسایش و اصطکاک را به حداقل برسانیم و در عوض رشد و بالندگی بیشتر باشد. این موضوع برای کسانی که هنوز وارد رابطه نشده اند با افرادی که رابطه زناشویی آن ها با مشکل مواجه شده متفاوت است. مهم ترین کاری که قبل از ازدواج باید انجام شود «خودشناسی» درست و کامل است.

یعنی ابتدا باید نیازهای خودمان را بشناسیم. مهم ترین پرسشی که یک دختر یا پسر قبل از ازدواج می توانند از خودشان بکنند این است که واقعا به چه دلیلی می خواهند ازدواج کنند و از وارد شدن در ارتباط با دیگری چه انتظاراتی دارند؛ در حوزه زناشویی، امنیت، اقتصاد و…؛ البته هر کس تعریف و خواسته ای دارد که حتما خودش باید آن را تعیین کند و آن را به طرف مقابل هم بگوید تا او هم با ارزیابی خواسته هایش ببیند تا چه حد در مسیر مشترک توافق دارند. یکی از مهم ترین دلایل تخریب رابطه این است که زوجین فکر می کنند طرف مقابل دیگر نمی تواند خواسته های او را برآورده کند.

توهم عشاق!
اگر دو نفر قبل از ازدواج نتوانند همدیگر به بخوبی بشناسند شروع زندگی مشترک چگونه می تواند به آنها کمک کند تا به خوشبختی برسند؟ البته در بسیاری از موارد افراد هنگام شروع رابطه دچار «توهم عشاق» می شوند. بسیاری از دختر و پسرها فکر می کنند مشکلات عمده با ورود به زندگی زناشویی برطرف می شود. در صورتی که این تفکر بعد از ازدواج به «کنترل گری» تبدیل می شود. ما می دانیم که طرف مقابل تغییر نمی کند ولی آن را باور نداریم و با وارد آوردن فشار زیاد امیدواریم بالاخره آن گونه که ما می خواهیم تغییر کند. وقتی هم که می بینیم طرف مقابل تغییر نمی کند یا مدت کنترل گری را بیشتر می کنیم یا شدت آن را یا هر دو را به صورت همزمان! وابستگی عاطفی هم مانع از مشاهده بسیاری از تفاوت ها و واقعیت های موجود در یک رابطه می شود.

درواقع «مغز هیجانی» بر «مغز متفکر» غالب می شود و نمی توان تصمیم درستی گرفت. در این هنگام ذهن دچار «فیلتراسیون» می شود و به خاطر درگیر شدن در یک رابطه عاطفی نقاط منفی طرف مقابل را از سامانه ادراکی خود حذف و فیلتر می کند. چون طاقت تمام کردن رابطه را نداریم و نمی توانیم از پس واکنش های مغز هیجانی خود برآییم، خود را توجیه می کنیم که بعد از ازدواج همه چیز بهتر می شود.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 + 1 =

محصولی اضافه نشده است